اینجا رو درست کردم که از دردهام بنویسم .من دختری هستم که ۳۳ سالمه ، پرستارم ، مبتلا به بیماری پسوریازیس و حدود دو سال مبتلا به تیکعصبی شدم . انقد که تیک عصبی صورتم اذیتم کرد بیماریم اذیتم نکردگاهی به خودکشی فکر میکنم .تیک عصبیم از زمانی شروع شد که از دوس پسرم دو سال پیش جدا شدم . یک سال باهاش دوست بودم و یک سال زجر کشیدم چون اصلا دوستم نداشت و من در تمنای نگاه و محبتش بودم وقتی به این نتیجه رسیدم که باید ازش جدا بشم تیک عصبی صورتم شروع شد و تا الان با منهواقعا با این دو بیماری من باید چیکار کنم ؟!۳۳ ساله هستم و احساس میکنم دیگه برای من زندگی تموم شدهغمگین و افسرده ام و قرص های که مصرف میکنم تیک عصبیم رو کنترل نمیکنه
برچسب:
نویسنده: علی رادمنش
میخوام اینجا بنویسم شاید کمی آرومتر و رهاتر شدم . شاید یه روزی بهبود پیدا کردم و منم مثل تمام دخترای دیگه به آرزوهام رسیدم ..
برچسب:
نویسنده: علی رادمنش
برچسب:
نویسنده: علی رادمنش
برچسب:
نویسنده: علی رادمنش
برچسب:
نویسنده: علی رادمنش
برچسب:
نویسنده: علی رادمنش
برچسب:
نویسنده: علی رادمنش
برچسب:
نویسنده: علی رادمنش
برچسب:
نویسنده: علی رادمنش
برچسب:
نویسنده: علی رادمنش
از فردا پدرم دیگه سرکار نمیره
امیدوارم کارفرماش زنگ بزنه و بگه برگرد
اگه زنگ نزنه شرایط سخت میشه برامون و ما امید داریم که زنگ بزنه
خیر نبینن که دم عیدی اینجوری زندگی رو ازمون دارن میگیرن
خدایا خودت یه کاری کن بدون اینکه حقوق پدرم کم بشه زنگ بزنن و پدرم برگرده سرکار
اخه ما با این همه هزینه چیکار باید بکنیم ؟
خدایا خودت بزرگی کن و پا درمیونی کن ای خدا
امیدم فقط تویی ...
برچسب:
نویسنده: علی رادمنش
من هر روز از غم تنهایی
از درد طرد شدن های مکرر
از نبود کسی که دوستش داشته باشم و دوستم داشته باشه
از غم پذیرفته نشدنم تو هیچ رابطه ای
به خودم میپیچم و از خدای خودم میخوام تمومش کنه این تنهایی رو
نمیبینم هیچ حرکتی از سمت خدارو
و من هر جا میرم این درد با من هست
شنبه گذشت و کارفرما زنگ نزد که پدرم بره سرکار :-(
من به یکشنبه در پیش رو امید دارم
برچسب:
نویسنده: علی رادمنش
برچسب:
نویسنده: علی رادمنش
امروز یکی از کارمندای فامیل کارفرما زنگ زد به پدرم که سر کار نمیای ؟
انتظار دارن پدرم با حقوقی که نصف شده بازم بره سر کار
با اینکه می دونه اگه سرکار نره اوضاعمون داغون میشه ولی غرورش اجازه نداد بگه میام
گفت اگر موافق هست با حقوق سابقم چیزی که تو قرارداد نوشتیم میام
هنوز چیزی نگفتن
خدا کنه زنگ بزنن بگن بیا
خدایا یه کاری کن خودت می دونی اگه نشه اوضاعمون سخت میشه
ای خدا یه کاری کن
امیدم فقط تویی
برچسب:
نویسنده: علی رادمنش
دیروز کارفرما خودش تماس گرفت و از پدرم خواست بره و باهم صحبت کنن و پدرم صبح رفته و هنوز برنگشته
من امید دارم که اتفاق خوبی می افته و همه چیز درست میشه
برچسب:
نویسنده: علی رادمنش